سيد حسن آصف آگاه
90
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
زير زمين نهان كنند و به سبب بىدينى بسيار لواط و هتك ناموس كنند و كاملا تسليم شهوت گناهآميز شوند . 53 . و در آن زمانهء هراسناك شب روشن باشد و سال و ماه و روز به يك ثلث كوتاهتر شود ؛ زمين سپندارمذ بالا آيد ؛ كمبود ، خطر و مرگ در جهان بزرگ باشد » . 54 . اورمزد به زرتشت سپيتمان ، گفت : « اين است آنچه پيش گويم ، آن مينوى بد دروند ، آنگاه كه بايد نابود كند همواره ستمكارتر شود و پيوسته بدتر فرمانروايى كند . 55 . چنين گفت اورمزد به زرتشت سپيتمان : « از بركن زند و پازند و آشكار ساز زند را . با « موبدان آتش » [ هيربدان ] و « شاگردان » [ هاوشتان ] بگو ، در جهان به كسانى بگو كه پس از ( دهمين ) سده زمستان آگاه ( نشده ) اند ، آنگاه به آنان بگو كه به اميد تن پسين و براى نجات روان خويش ، خشم و بلا و مقاومت آن مردمى كه بىديناند و ( با اين حال ) مراسم سرود يسناى دينى را بهجا مىآورند ، خوار شمرند . 56 . و اى زرتشت سپيتمان اين را به تو گويم كه كسى كه در اين زمان تن را جويد ، قادر نخواهد بود روان را نجات دهد ، زيرا فربهى تن به معناى نزارى روان و درد در دوزخ است ، اما آنكه روان را جويد ، نزارى تن و درد در جهان دارد و پرزحمت و فقير است ، اما روان او در بهشت خوش و فربه ( - سالم ) باشد » . 57 . زرتشت از اورمزد پرسيد : « اورمزد ، مينوى فزونى ، آفرينندهء پرهيزگاران و هستى مادى خدا خواسته ، آيا ( هنوز ) كسى خواهد بود كه اورمزد را پرهيزگار خواند و ( ايزدان ) باقيمانده را بستايد كه آفريدگار را پرهيزگار نامند ، اى آفريدگار ، در آن زمانهء هراسناك ( هنوز ) پرهيزگارانى باشند و ديندارانى باشند كه كمربند به كمر بندند و درون ) n ? ord ( را با دستههاى برسم بهجا آرند و در خاندان ايشان ازدواج با نزديكان كه در دين است ، رايج باشد ؟ » . 58 . اورمزد به زرتشت سپيتمان گفت : « در آن ميان برترين مردان كسانى باشند كه در آن زمانهء هراسناك كمربند به ميان بندند و درون را با دستههاى برسم بهجا آرند ، ( هرچند ) نه ( چنان باشد كه ) در شهريارى گشتاسب شاه بود . 59 . كسى كه در آن زمانهء هراسناك « ايدا - آت - يزه - مئيده » ) ediam - azay - t ? a - ? adi [ ايثا آت يزمئيده ] ) 8 و « اشم وهو » ) uhov me ? sa ( 9 گويد و آن را از بر كرده باشد ، ( او را ) چنان ( زياد ) است كه گويى در پادشاهى گشتاسب شاه دوازده هماست ) ts ? am ? oH ( 10 با آب تقديس شده ؟ 60 . و كسى كه يشت را بهجا آرد و گاهان را بخواند ، اين وى را چنان ( زياد ) است كه گويى در پادشاهى گشتاسب شاه يشت خوانده و [ مراسم خواندن ] گاهان برگزار شده باشد .